Connection Information

To perform the requested action, WordPress needs to access your web server. Please enter your FTP credentials to proceed. If you do not remember your credentials, you should contact your web host.

Connection Type

احتمال مرگِ علی باباچاهی

محمد لوطیج

 

نه قصارگویه ها
نه این کلمات شوخ و شنگ
که از طرف تو
بیست و چارسالگی محبوبه های بسیاری را بوسیده اند.

احتمال مرگ تو از روز اول با من است
تمام روزهایی که با تو و بی تو
دست کمی از مرگ تو ندارد
احتمال مرگ تو.
هَمَش تقصیر چشم آهویی ست
که بی موقع
و احتمالی که
وقت و بی وقت
از یک سو / دو سو / سوسو می زند
و در سوی دیگر
ساعت را روی چهار صبح خانه ی ناخدا نگه می داریم
آدم های مهمی روی سن ایستاده اند و
جوایز را به ترتیب قد اهدا می کنند.

دکتر می گوید بیش از هر چیز به خوابی عمیق نیاز داری
خوابی بدون آلپرزولام
بدون سنبل الطیب
« و زنانی حل شده در آب پرتقال»
اما مرده که باشی
نمی شود دستت را گرفت
مگروفون در یقه ات گذاشت:
خب! بابای عزیزتر از جان و جهان
از کجا شروع کنیم؟
وقتی گسست روایی به نبض ات می رسد
این شماره ی نه چندان رند به چه کار «نوآمدگان» می آید
«و زنان حل شده در آب پرتقال»؟
– البته که سن و سال شان مهم است!

در عکسی دیگر یخ کرده ای کناره ی دریا
با بوشهری در پس زمینه
و نخل سرکنده ای که بال بال می زند
همپای دختران «جفره» ای
که با تردستی تمام
بوی ماهی نمی دهند
اما تصور این که روزی
دریایی در کار نباشد وُ
تو یخ کرده باشی
…………………

اولین بار است
که این وقت روز
خدا کند این بار هم
فقط برای دراز کشیدن
دراز کشیده باشی

نظر دهید

برای جستجو متن خود را وارد کنید