Connection Information

To perform the requested action, WordPress needs to access your web server. Please enter your FTP credentials to proceed. If you do not remember your credentials, you should contact your web host.

Connection Type

شعر افشانشی

باباچاهی پس از طرح عناوین «شعر پسانیمایی» و «شعر در وضعیت دیگر»، به طرح عنوان «شعر افشانشی» پرداخت. او البته این عنوان را زیر عنوان «شعر در وضعیت دیگر» طبقه‌بندی می‌کند. برای این‌که با این نوع شعر آشنا شویم برشی از مصاحبه نشریه پرنیان بیرمی با محمد لوطیج، شاعر و پژوهشگر ادبیات فارسی که بخش عمده‌ای از فعالیت پژوهشی خود را به شناخت شعر و شرح و بسط نظریات باباچاهی اختصاص داده است مرور می‌کنیم. همچنین بخش کوتاهی از تعریف محمد لوطیج از شعر افشانشی را که در یکی از کتاب‌های وی تحت عنوان «هفتاد گل رز: علی باباچاهی در وضعیت دیگر» منتشر شده است مرور می‌کنیم.

لوطیج در گفتگو با پرنیان بیرمی می‌گوید: «شعرافشانشی که نامگذاری آن از باباچاهی است و گوشه ی چشمی به افشانش مدّ نظر دریدا دارد، شعری مبتنی بر بینامتنیت است؛ شعری که با ارجاعات متعدد به متون منثور و منظوم کلاسیک، ادبیات عامیانه، شعر-بازی ها، ترانه ها و تصنیف ها و… سامان می یابد. در بستر همین نگارش، نوعی نظیره نویسی هم اتفاق می افتد به ویژه در شعرهایی که تلاش می شود روایت تازه ای از داستان های قدیمی ارائه شود. مثلن رومئو و ژولیت در روایت تازه ای قرار می گیرند که مطایبه و طنز از عناصر اصلی آن به شمار می رود. باباچاهی، شخصیت ها و پدیده های کهن، مثل شخصیت های حماسی و اسطوره ای را به روایتی امروزی می آورد و آنها را در موقعیت معاصر قرار می دهد و عموما واکنش های این شخصیت ها در چنین موقعیتی، بستر طنزسازی را فراهم می آورد. من در بررسی شعر باباچاهی، ردّ چنین شگردی را در شعرهای دهه ی پنجاه باباچاهی هم یافتم، اما به طور مشخص، سیزده شعر پایانی مجموعه ی «فقط از پریان دریایی زخم زبان نمی خورد»، شروع جدی و در عین حال تاثیرگذار شعر افشانشی در کارنامه‌ی شاعری باباچاهی است. »

لوطیج در کتاب هفتاد گل زرد می‌نویسد: «فرم شعر باباچاهی به ویژه شعرهایی که در ساحتی افشانشی قرار می‌گیرند، از یک وضعیت متناقض پدید می‌آید. انبوهی از گزاره‌ها و آواهای منفرد در جای‌جای متن، بی‌هیچ زمینه‌چینی و تمهیدی حاضر می‌شوند. از این منظر با قطعه‌های از هم گسسته‌ای مواجه‌ایم که ظاهراً هر قطعه‌ای خودمختار ساز خودش را می‌زند و پیوندی با آواها و گزاره‌های دیگر شعر ندارد: مونولوگ‌هایی که از روایت‌های مختلف گزینش شده و در متنی – نه لزوماً به تناسب – مجاور شده‌اند. با این‌حال در اغلب شعرهای او روایتی ضمنی وجود دارد که از تکه‌چسبانی چند روایت صورت می‌بندد. روایت‌هایی که لزوماً در امتداد هم قرار ندارند و صبغه‌ی زبانی آن‌ها را در کنار هم می‌نشاند. از این‌رو روایت ضمنی مورد اشاره در پس‌زمینه‌ی شعر قرار می‌گیرد و در لابه‌لای اجرای زبانی رنگ می‌بازد.»

نظر دهید

برای جستجو متن خود را وارد کنید