Connection Information

To perform the requested action, WordPress needs to access your web server. Please enter your FTP credentials to proceed. If you do not remember your credentials, you should contact your web host.

Connection Type

کابوس ۲ *


خیابان‌ها    انار-اناری شده‌اند
یا سنگ خورده به پیشانی‌شان
یا پیشانی‌شان را کوبیده‌اند به‌سنگ
خیابان هم بازیگوشی‌های خودش را دارد
گاهی سوت می‌زند کنار دریاچه‌ی قو
قایم می‌شود گاهی پشت شمشادها    نه جیک‌جیک    نه قور قور
توت‌های قرمز و انگورهای سیاه را
که لای رؤیاهایش پنهان کرده    تبدیل می‌کند گاهی به تاج خروس
تاج    دونصف می‌شود: کیخسروی    فرعونی
طوفان را صدا می‌زند    طغیان می‌کند رودخانه
درخت‌ها در گِل گیر می‌کنند
پرنده‌ها که روی هوا زیر چرخ موتورسیکلت‌ها لِه می‌شوند
صورتِ تو گُل می‌اندازد
خیابان می‌گوید: چه روز پُر جزر و مدّی
کسی دست می‌اندازد در کمر او    می‌گوید بنشین    همین‌جا بنشین
گولِ قرمزی گونه‌ات را نخور
امکان دارد فشار خون    جای تو را با اناری اشباع‌شده عوض کند
سارا یکهو پیدایش می‌شود: انار؟ کدام انار؟
سرش گیج می‌رود    آمبولانس هم شده یک‌پارچه دود
و چوب نازکی کنار دست خانم معلم    به شیپوری مبدل می‌شود:
مارش نظامی
سرباز    هیچ‌وقت تفنگ‌اش را به سرجوخه‌اش نمی‌دهد

 

ما حرف دل‌مان را زدیم    زده‌ایم
به‌سیم آخر امّا    نه!
سیم برق با سیم تلفن    فرق دارد البته
بابا فازمتر دارد:
یک حبّه زغال قرمز    چقْدر نور می‌تاباند بر عصب دندان؟
و طوفان چه‌طور بعضی آدم‌ها را خشک می‌کند    بر طناب رخت؟

                                                                           تیرماه ۱۳۸۸

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*از دفتر هوش و حواس گُلِ شب‌بو برای من کافی‌ست، نشر ثالث، چاپ اوّل، ۱۳۹۱.

نظر دهید

برای جستجو متن خود را وارد کنید